ترانهترانه، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 16 روز سن داره

نفس مامان و بابا

کمتر از 24 ساعت تا دیدن ترانه زندگیم

1390/5/25 11:26
نویسنده : مامان
239 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دخترم

نمیدونم چی باید بگم هرچی بگم نمیتونم حسمو برات بگم، ایشالان خودت روزی که ازدواج کردی و نی نی اومد تو دلت میفهمی که من چه حالی داشتم و دارم

فردا صبح میخوان تورو از دلم در بیارن هم خوشحالم هم خیلی ناراحت

ناراحت از اینکه دیگه این شیطونی هایی که تو دلم میکنی رو حس نمیکنم دیگه وقتی باهات حرف میزنم چیزی تو دلم تکون نمیخوره یا اون سکسکه های قشنگت رو دیگه نمیفهمم یاااااااااااا اینکه از صدای زنگ آلارم صبح بیدار نمیشی منم بیدارکنی

ولی خوشحالم از اینکه میتونم صورت ماهت رو ببینم و از همه مهمتر اینکه بهت شیر بدم

وای این بزرگترین آرزوی منه که بتونم از سینه خودم بهت شیر بدم امیدوارم دختر خوبی باشی و سینه خودمو بگیری و شیر خشکی نشی

امروز از ساعت ٤ صبح بیدار بودم حتی چشمام بسته نمیشد همش به تو فکر میکردم

بابایی که رفت سرکار من دیگه بلند شدم ولی خوابم گرفت و تا ساعت ١٠ خوابیدم

الان هم اومدم سیستم رو روشن کردم تا برای شما گل دخترم از آخرین روز بارداریم بنویسم

راستشو میخوای بگم؟؟ اصلا استرس ندارم ، نگران نیستم، یه جورایی انگار خنثی هستم

امشب قراره مامان شهین و مامان شهناز بیان پیشمون تا فردا صبح زود با هم بریم بیمارستان

دیشب آخرین شبی بود که من و بابا شاهین با هم تنها بودیم و از فردا شب جمعمون سه نفره میشه با وجود شما عزیییییییییییییییییییییییزم

دخترکم من دیگه برم یه کم به کارام برسم ایشالان سری بعد عکسای قشنگت رو میارم میزارم

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

فاطمه
25 مرداد 90 12:48
ترانه جون تولدت پیشاپیش مبارک امیدوارم همیشه لبت خندون باشه و شاد باشی گلم
ساجده(قبلا آرام)
27 مرداد 90 0:04
سلام حتما الان دختر کوچولوت به دنیا اومده و خونه تون پر از سر و صدا شده ................مبارکه